السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
318
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
وحدت موضوع و محمول و عروض اين عرض بر آن ذات و اين وجود بر آن ماهيت همان سبب خواهد بود . « 1 » [ آنگاه يكى از تالى فاسدهايى كه شرحش گذشت مترتب مىشود . ] منشأ انتزاع وجوب ذاتى و قد تبيّن بذلك : أنّ الوجوب بذاته وصف منتزع من حاقّ وجود الواجب ، كاشف عن كون وجوده بحتا فى غاية الشدّة غير مشتمل على جهة عدميّة ، إذ لو اشتمل على شىء من الأعدام ، حرم الكمال الوجودىّ الّذى فى مقابله ؛ فكانت ذاته مقيّدة بعدمه ، فلم يكن واجبا بالذّات صرفا له كلّ كمال . از اين بيان روشن مىگردد كه وجوب ذاتى ، وصفى است گرفته شده از صميم و حاق وجود واجب ، و بيانگر آنكه وجود واجب ، وجودى است صرف و خالص ، در نهايت قوّت و شدّت ، بدون آنكه دربردارندهء هيچ جهت عدمى باشد ، چراكه اگر ذرهاى عدم و نيستى در او راه داشته باشد ، از كمال وجوديى كه در برابر آن عدم قرار دارد محروم و در نتيجه ، ذاتش مقيد به فقدان آن كمال خواهد بود ، و اين بدان معناست كه او واجب بالذاتى نيست كه وجود محض و واجد همهء كمالات مىباشد . از آنجا كه واجب تعالى ، ذات و ماهيتى غير از وجود ندارد ، نمىتوان گفت كه وجوب ، وصفى است كه از نحوهء رابطهء ميان ماهيت واجب و وجود او انتزاع شده است . زيرا ذات واجب همان وجود واجب است و حتى در ظرف تحليل عقل ، اين دو از يكديگر جدا نيستند . لذا بايد گفت : وجوب ذاتى ، وصفى است كه از حاق ذات و وجود واجب انتزاع مىشود - نه از نحوهء رابطهء ميان ماهيت و وجود واجب « 2 » - و اين وصف بيانگر آن است كه آن وجود ، هستى صرف بوده و در نهايت شدت مىباشد و هيچ نقصان و كمبودى در او راه ندارد . چراكه اگر نقصى در او راه داشته
--> ( 1 ) . شرح حكمت متعاليه ، بخش دوم از جلد ششم ، ص 141 . ( 2 ) . در پايان همين بخش دراينباره باز هم گفتوگو خواهيم كرد .